وزان پس جوان و خردمند زن
به آرام بنشست با رای زن
۱چنین گفت کامد یکی نو سخن
که جاوید بر دل نگردد کهن
۲جهاندار خاقان بیاراستست
سخنها ز هر گونه پیراستست
۳ازو نیست آهو بزرگست شاه
دلیر و خداوند توران سپاه
۴ولیکن چو با ترک ایرانیان
بکوشد که خویشی بود در میان
۵ز پیوند وز بند آن روزگار
غم و رنج بیند به فرجام کار
۶نگر تا سیاوش از افراسیاب
چه برخورد جز تابش آفتاب
۷سر خویش داد از نخستین بباد
جوانی که چون او ز مادر نزاد
۸همان نیز پور سیاوش چه کرد
ز توران و ایران برآورد گرد
۹بسازید تا ما ز ترکان نهان
به ایران بریم این سخن ناگهان
۱۰به گردوی من نامهای کردهام
هم از پیش تیمار این خوردهام
۱۱که بر شاه پیدا کند کار ما
بگوید ز رنج و ز تیمار ما
۱۲به نیروی یزدان چنو بشنود
بدین چرب گفتار من بگرود
۱۳بدو گفت هرکس که بانو توی
به ایران و چین پشت و بازو توی
۱۴نجنباندت کوه آهن ز جای
یلان را به مردی تویی رهنمای
۱۵ز مرد خردمند بیدارتر
ز دستور داننده هشیارتر
۱۶همه کهترانیم و فرمان تو راست
برین آرزو رای و پیمان تو راست
۱۷چو بشنید زیشان عرض رابخواند
درم داد و او را به دیوان نشاند
۱۸بیامد سپه سر به سر بنگرید
هزار و صد و شست یل برگزید
۱۹کزان هر سواری بهنگام کار
نبر گاشتندی سر از ده سوار
۲۰درم داد و آمد سوی خانه باز
چنین گفت با لشکر رزمساز
۲۱که هرکس که دید او دوال رکیب
نپیچد دل اندر فراز ونشیب
۲۲نترسد ز انبوه مردم کشان
گر از ابر باشد برو سرفشان
۲۳به توران غریبیم و بی پشت و یار
میان بزرگان چنین سست و خوار
۲۴همیرفت خواهم چو تیره شود
سر دشمن از خواب خیره شود
۲۵شما دل به رفتن مدارید تنگ
که از چینیان لشکر آید به جنگ
۲۶که خود بیگمان از پس من سران
بیایند با گرزهای گران
۲۷همه جان یکایک به کف برنهید
اگر لشکر آید دمید و دهید
۲۸وگر بر چنین رویتان نیست رای
از ایدر مجنبید یک تن زجای
۲۹به آواز گفتند ما کهتریم
ز رای و ز فرمان تو نگذریم
۳۰برین برنهادند و برخاستند
همه جنگ چین را بیاراستند
۳۱یلان سینه و مهر و ایزد گشسپ
نشستند با نامداران بر اسپ
۳۲همیگفت هرکس که مردن به نام
به از زنده و چینیان شادکام
۳۳هم آنگه سوی کاروان برگذشت
شترخواست تاپیش او شد ز دشت
۳۴گزین کرد زان اشتران سه هزار
بدان تا بنه برنهادند و بار
۳۵چو شب تیره شد گردیه برنشست
چو گردی سرافراز و گرزی بدست
۳۶برافگند پر مایه برگستوان
ابا جوشن و تیغ و ترگ گوان
۳۷همیراند چون باد لشکر به راه
به رخشنده روز و شبان سیاه
۳۸