ضحاک

بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه فردوسی

شاعر
فردوسی
مجموعه
ضحاک
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نشد سیر ضحاک از آن جست جوی

شد از گاو گیتی پر از گفت‌گوی

۱

دوان مادر آمد سوی مرغزار

چنین گفت با مرد زنهاردار

۲

که اندیشه‌ای در دلم ایزدی

فراز آمده‌ست از ره بخردی

۳

همی کرد باید کزین چاره نیست

که فرزند و شیرین روانم یکیست

۴

ببرّم پی از خاک جادوستان

شوم تا سر مرز هندوستان

۵

شوم ناپدید از میان گروه

برم خوب‌رخ را به البرز کوه

۶

بیاورد فرزند را چون نوند

چو مرغان بر آن تیغ کوه بلند

۷

یکی مرد دینی بر آن کوه بود

که از کار گیتی بی‌اندوه بود

۸

فرانک بدو گفت کای پاکدین

منم سوگواری ز ایران زمین

۹

بدان کاین گرانمایه فرزند من

همی بود خواهد سر انجمن

۱۰

تو را بود باید نگهبان او

پدروار لرزنده بر جان او

۱۱

پذیرفت فرزند او نیکمرد

نیاورد هرگز بدو باد سرد

۱۲

خبر شد به ضحاک بدروزگار

از آن گاو برمایه و مرغزار

۱۳

بیامد از آن کینه چون پیل مست

مر آن گاو برمایه را کرد پست

۱۴

همه هر چه دید اندر او چارپای

بیفگند و زیشان بپرداخت جای

۱۵

سبک سوی خان فریدون شتافت

فراوان پژوهید و کس را نیافت

۱۶

به ایوان او آتش اندر فگند

ز پای اندر آورد کاخ بلند

۱۷

دربارهٔ فردوسی

۷۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ ضحاک (۱۲ شعر) قرار دارد.