اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۴ حافظ

شاعر
حافظ
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

منسوب به شاعرانتساب این شعر به شاعر قطعی نیست.

مباد کس چو من خسته مبتلای فراق

که عمر من همه بگذشت در بلای فراق

۱

غریب و عاشق و بیدل غریب و سرگردان

کشیده محنت ایام و داغهای فراق

۲

اگر به دست من افتد فراق را بکشم

به آب دیده دهم باز خونبهای فراق

۳

کجا روم؟ چه کنم؟ حال دل که را گویم؟

که داد من بستاند دهد جزای فراق

۴

ز درد هجر فراقم دمی خلاصی نیست

خدای را بستان داد و ده سزای فراق

۵

فراق را به فراق تو مبتلا سازم

چنان که خون بچکانم ز دیده‌های فراق

۶

من از کجا و فراق از کجا و غم ز کجا

مگر که زاد مرا مادر از برای فراق

۷

به داغ عشق تو حافظ چو بلبل سحری

زند به روز و شبان خون فشان نوای فراق

۸

واژگان دشوار

فراق
جدایی و دوری از یار.

موضوع‌ها

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: فراققافیه: ـای۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«فراق» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. فراقفراق
  2. سرگردانفراق
  3. بکشمفراق
  4. گویمفراق
  5. نیستفراق
  6. سازمفراق
  7. کجافراق
  8. سحریفراق

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اشعار منتسب (۱۱۸ شعر) قرار دارد.