ساقیا ساغر شراب بیار
یک دو جام شراب ناب بیار
۱داروی درد عشق یعنی می
کاوست درمان شیخ و شاب بیار
۲آفتاب است و ماه باده و جام
در میان مه آفتاب بیار
۳میکند عقل سرکشی تمام
گردنش را ز می طناب بیار
۴بزن این آتش مرا آبی
یعنی آن آتش چو آب بیار
۵گل اگر رفت گو به شادی رو
باده ناب چون گلاب بیار
۶غلغل بلبل ار نماند چه غم
قلقل شیشه شراب بیار
۷غم دوران مخور که رفت به باد
نغمه بر بط و رباب بیار
۸وصل او جز به خواب نتوان دید
دارویی کاوست اصل خواب بیار
۹گرچه مستم سه چار جام دگر
تا به کلی شوم خراب بیار
۱۰یک دو رطل گران به حافظ ده
گرگناه است و گر ثواب بیار
۱۱