اشعار منتسب

شمارهٔ ۸ حافظ

شاعر
حافظ
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منسوب به شاعرانتساب این شعر به شاعر قطعی نیست.

کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد

خون شد دلم ز درد، به درمان نمی‌رسد

۱

با خاک ره ز روی مذلت برابرم

آب رخم همی‌رود و نان نمی‌رسد

۲

پی‌پاره‌ای نمی‌کنم از هیچ استخوان

تا صدهزار زخم به دندان نمی‌رسد

۳

سیرم ز جان خود به سر راستان ولی

بیچاره را چه چاره چو فرمان نمی‌رسد

۴

از آرزوست گشته گرانبار غم دلم

آوخ که آرزوی من ارزان نمی‌رسد

۵

یعقوب را دو دیده ز حسرت سپید گشت

وآوازه‌ای ز مصر به کنعان نمی‌رسد

۶

از حشمت اهل جهل به کیوان رسیده‌اند

جز آه اهل فضل به کیوان نمی‌رسد

۷

از دستبرد جور زمان اهل فضل را

این غصه بس که دست سوی جان نمی‌ رسد

۸

حافظ صبور باش که در راه عاشقی

هر کس که جان نداد به جانان نمی‌رسد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی‌رسدقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی‌رسد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌رسدنمی‌رسد
  2. برابرمنمی‌رسد
  3. استخواننمی‌رسد
  4. ولینمی‌رسد
  5. دلمنمی‌رسد
  6. گشتنمی‌رسد
  7. رسیده‌اندنمی‌رسد
  8. رارسد
  9. عاشقینمی‌رسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اشعار منتسب (۱۱۸ شعر) قرار دارد.