اشعار منتسب

شمارهٔ ۹ حافظ

شاعر
حافظ
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

منسوب به شاعرانتساب این شعر به شاعر قطعی نیست.

در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد

گر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد

۱

مرغی که با غم دل شد الفتیش حاصل

بر شاخسار عمرش برگ طرب نباشد

۲

در کارخانهٔ عشق ازکفر ناگزیر است

آتش که را بسوزد گر بولهب نباشد

۳

در کیش جان‌فروشان فضل و شرف به رندیست

اینجا نسب نگنجد آنجا حسب نباشد

۴

در محفلی که خورشید اندر شمار ذره‌ست

خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد

۵

می خور که عمر سرمد گر درجهان توان یافت

جز بادهٔ بهشتی هیچش سبب نباشد

۶

حافظ وصال جانان با چون تو تنگدستی

روزی شود که با آن پیوند شب نباشد

۷

واژگان دشوار

باده
شراب؛ در شعر عرفانی نماد شور و حال معنوی است.
وصال
رسیدن به معشوق و پیوند با او.

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نباشدقافیه: ـب۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نباشدنباشد
  2. حاصلنباشد
  3. استنباشد
  4. رندیستنباشد
  5. ذره‌ستنباشد
  6. یافتنباشد
  7. تنگدستینباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اشعار منتسب (۱۱۸ شعر) قرار دارد.