اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۴ حافظ

شاعر
حافظ
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

منسوب به شاعرانتساب این شعر به شاعر قطعی نیست.

چون در جهان خوبی امروز کامکاری

شاید که عاشقان را کامی ز لب بر آری

۱

با عاشقان بیدل تا چند ناز و عشوه

بر بیدلان مسکین تا کی جفا و خواری

۲

تا چند همچو چشمت در عین ناتوانی

تا چند همچو زلفت در تاب و بی قراری

۳

دردی که از تو دارم جوری که از تو بینم

گر شمه‌ای بدانی دانم که رحمت آری

۴

اسباب عاشقی را بسیار مایه باید

دلهای همچو آتش چشمان رود باری

۵

در هجر مانده بودم باد صبا رسانید

از بوستان وصلت بوی امیدواری

۶

گرچه به بوی وصلت در حشر زنده گردم

سر بر نیارم از خاک از روی شرمساری

۷

از بادهٔ وصالت گر جرعه‌ای بنوشم

تا زنده‌ام نورزم آیین هوشیاری

۸

ما بنده‌ایم و عاجز تو حاکمی و قادر

گر می‌کشی به زورم ور می‌کشی به زاری

۹

آخر ترحمی کن بر حال زار حافظ

تا چند ناامیدی تا چند خاکساری

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاری۸ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. کامکاریآری
  2. عشوهخواری
  3. ناتوانیقراری
  4. بینمآری
  5. بایدباری
  6. رسانیدامیدواری
  7. گردمشرمساری
  8. بنوشمهوشیاری
  9. قادرزاری
  10. حافظخاکساری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اشعار منتسب (۱۱۸ شعر) قرار دارد.