دوش در میکده ترسا بچه باده فروش
گفت از من سخنی دار چو آویزه به گوش
۱مشرب باده گساران کهن این بود است
که تو از میکده خیزی همه مستی همه هوش
۲من نگویم که فروبند لب از نکتهٔ شوق
ادب از دست مده باده به اندازه بنوش
۳گرد راهیم ولی ذوق طلب جوهر ماست
بندگی با همه جبروت خدایی مفروش
۴