بینی جهان را خود را نبینی
تا چند نادان غافل نشینی
۱نور قدیمی شب را بر افروز
دست کلیمی در آستینی
۲بیرون قدم نه از دور آفاق
تو پیش ازینی تو بیش ازینی
۳از مرگ ترسی ای زنده جاوید؟
مرگ است صیدی تو در کمینی
۴جانی که بخشد دیگر نگیرند
آدم بمیرد از بی یقینی
۵صورت گری را از من بیاموز
شاید که خود را باز آفرینی
۶