یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
جام می در دست من مینای می در دست وی
۱درکنار آئی خزان ما زند رنگ بهار
ورنیا ئی فرودین افسرده تر گردد ز دی
۲بیتو جان من چو آن سازی که تارش در گسست
در حضور از سینهٔ من نغمه خیزد پی به پی
۳آنچه من در بزم شوق آورده ام دانی که چیست؟
یک چمن گل یک نیستان ناله یک خمخانه می
۴زنده کن باز آن محبت را که از نیروی او
بوریای ره نشینی در فتد با تخت کی
۵دوستان خرم که بر منزل رسید آواره ئی
من پریشان جاده های علم و دانش کرده طی
۶