انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
بیرون ز سپهر انداخت این ذوق نظر ما را
۱هر چند زمین سائیم برتر ز ثریانیم
دانی که نمی زیبد عمری چو شرر ما را
۲شام و سحر عالم از گردش ما خیزد
دانی که نمی سازد این شام و سحر ما را
۳این شیشهٔ گردون را از باده تهی کردیم
کم کاسه مشو ساقی مینای دگر ما را
۴شایان جنون ما پهنای دو گیتی نیست
این راهگذر ما را آن راهگذر ما را
۵