لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز
سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز
۱فتنه ئی را که دو صد فتنه به آغوشش بود
دختری هست که در مهد فرنگ است هنوز
۲ای که آسوده نشینی لب ساحل بر خیز
که ترا کار بگرداب و نهنگ است هنوز
۳از سر تیشه گذشتن ز خردمندی نیست
ای بسا لعل که اندر دل سنگ است هنوز
۴باش تا پرده گشایم ز مقام دگری
چه دهم شرح نواها که بچنگ است هنوز
۵نقش پرداز جهان چون بجنونم نگریست
گفت ویرانه بسودای تو تنگ است هنوز
۶