خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم اینست
ترسم که پسندت نشود، مشکلم اینست
۱پروا مکن از قتلِ من امروز که فردا
شرطست نگویم به کسی «قاتلم اینست»
۲منعم مکن از عشقِ بتان ناصِحِ مُشفِق
دیریست که خاصیّت آب و گِلم اینست
۳رسوایِ جهان گشتم و بدنامِ خلایق
از عشق تو ای ترک پسر حاصلم اینست
۴هرگز نروم جایِ دگر از سرِ کویت
تا جان بود اندر تنِ من منزلم اینست
۵جز وصلِ رخِ دوست نخواهم ز خدا هیچ
در دهر اُمیدی که بُوَد در دلم اینست
۶از جودِ تو در عدلِ ولیعهد گریزم
کز جمله شهان پادشهِ عادلم اینست
۷