اثر
غزلها ایرج میرزا
«غزلها» ایرج میرزا در این آرشیو ۱۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱۶).
- مورد منتشرشده
- ۱۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱شمارهٔ ۱قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او رایادش آن گُل که نه از کف ببَرَد باد او راخواندن غزل ‹
- ۲شمارهٔ ۲روزگار آسوده دارد، مردم آزاده رازحمتِ سِندان نمیآید درِ بگشاده راخواندن غزل ‹
- ۳شمارهٔ ۳خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر استهر خری را نتوان گفت که صاحب هنر استخواندن غزل ‹
- ۴شمارهٔ ۴خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم اینستترسم که پسندت نشود، مشکلم اینستخواندن غزل ‹
- ۵شمارهٔ ۵طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذردآبِ حیوان بکُشَد نیز، چو از سر گذردخواندن غزل ‹
- ۶شمارهٔ ۶نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمدکه «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»خواندن غزل ‹
- ۷شمارهٔ ۷شکر خدا را که بخت هادیم آمدنامهای از حاج شیخ هادیم آمدخواندن غزل ‹
- ۸شمارهٔ ۸چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدیدراست باشد این مثل کز کار، کار آید پدیدخواندن غزل ‹
- ۹شمارهٔ ۹یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگرگلبنانِ دگر از طرفِ گلستانِ دگرخواندن غزل ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰به دست جام شراب و به گوش نغمۀ سازشبی خوشست، خدایا دراز باد دراز!خواندن غزل ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجمگویی مگر به تاج فریدون مُتَوَّجَمخواندن غزل ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارمخانه ویران بوَد و حسرتِ مهمان دارمخواندن غزل ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳ز یاران آن قَدر بد دیدهام کز یار میترسمبه بیکاری چنان خو کردهام کز کار میترسمخواندن غزل ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیمبه زر و سیم خَرَد عشقِ بتان مردِ لئیمخواندن غزل ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵آزردهام از آن بُتِ بسیار ناز کُنپا از گلیمِ خویش فزونتر دراز کُنخواندن غزل ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و منتا سحر سودایِ آن زلفِ چو زنجیر است و منخواندن غزل ‹
