غزل‌ها

شمارهٔ ۸ ایرج میرزا

مجموعه
غزل‌ها
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید

راست باشد این مثل کز کار، کار آید پدید

۱

جهد کردم تا نگویم رازِ دل بر هیچ کس

مِی کشان را رازِ دل بی‌اختیار آید پدید

۲

گر مرا آسوده بینی در غمش نبوَد شگفت

هر غریقی را پس از کوشش قرار آید پدید

۳

بوسه چون بر لعلِ جانان می‌زنی نشمرده زن

دیده‌ام من گفتگوها از شمار آید پدید

۴

تا توانی سیر بنگر در رخِ صافِ بتان

پیش کاندر صفحۀ چشمت غبار آید پدید

۵

دیدم آن بت را پیِ اُستادِ بد گوهر روان

یادم آمد مُهره در دنبالِ مار آید پدید

۶

هر سؤالِ سخت را زنهار پاسخ نرم ده

سنگ و آهن چون به هم ساید شرار آید پدید

۷

پیری از رخسارِ طبع آب‌دارم آب بُرد

کی ز طبعِ پیر، شعرِ آب‌دار آید پدید؟

۸

در خزان هم گاه بگشاید دهان بلبل ولی

کی بود آن نغمه کز وی در بهار آید پدید؟

۹

بعد از این وصلش چه جویم؟ چیست سود آن غرقه را؟

کِش به قعرِ بحر، گوهر در کنار آید پدید

۱۰

نیست کس کاین مملکت را از خطر بخشد نجات

قرن‌ها باید که تا یک مردِکار آید پدید

۱۱

نان شهر از همّتِ دستورِ ما ممتاز شد

صدقِ این دعوی به هر شام و نهار آید پدید

۱۲

از وزیران گر یکی چون او شود نَبوَد شگفت

از جراید هم یکی چون «نوبهار» آید پدید

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آید پدیدقافیه: ـار۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. پدیدپدید
  2. کسپدید
  3. شگفتپدید
  4. زنپدید
  5. بتانپدید
  6. روانپدید
  7. دهپدید
  8. بردپدید
  9. ولیپدید
  10. راپدید
  11. نجاتپدید
  12. شدپدید
  13. شگفتپدید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزل‌ها (۱۶ شعر) قرار دارد.