شکر خدا را که بخت هادیم آمد
نامهای از حاج شیخ هادیم آمد
۱از پس سرگشتگی به وادی حیرت
هادیِ سر منزلِ ایادیم آمد
۲از پسِ یک عمر رنج در طلبِ گنج
هادیِ آن کانِ فضل و رادیم آمد
۳وز رشحاتِ غَمامِ فضل و کمالش
نامهای امروز بهرِ شادیم آمد
۴کرده در آن نامه از مکارم و اَلطاف
درج بدان حدّ که خود زیادیم آمد
۵داد بساط مرا نشاط ربیعی
گرچه مر آن نامه در جُمادیم آمد
۶چرخ چو دانست بر مراد رسیدم
دی پیِ تمهیدِ نامُرادیَم آمد
۷کرد ز خانه مرا برون و به خانه
حضرتِ ذی قدرِ اوستادیم آمد
۸هیچ ز حرمانِ خود شگفت ندارم
کاینهمه از سوء بختِ عادیم آمد
۹درکِ لقایش غنیمتی است مه برچنگ
از سفرِ این خجسته وادیم آمد
۱۰خواستم افزون کنم سخن به مدیحش
قافیه بُد تنگ کونگشادیم آمد
۱۱