غزل‌ها

شمارهٔ ۶ ایرج میرزا

مجموعه
غزل‌ها
قالب
غزل

نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد

که «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»

۱

امیرِ مملکتِ حُسن با چنان حشمت

چه خواب دید که سر وقتِ این فقیر آمد؟

۲

چو دید از غمِ هجرانش سخت دل‌گیرم

به دل‌نوازیِ این پیرِ گوشه گیر آمد

۳

نمانده بود مرا طاقتِ جدایی او

به موقع آمد و نیک آمد و هُژیر آمد

۴

نکرده جنگ، اسیرم نموده بود به خویش

کنون به سرکشیِ موقفِ اسیر آمد

۵

شکایتِ شبِ هجران به او نباید کرد

که خود ز دردِ دلِ عاشقان خبیر آمد

۶

چه زور بود که بر پیکرِ علیل رسید

چه نور بود که در دیدۀ ضریر آمد

۷

کنون که آمده تا نصف شب نگاهش دار

ز دست زود مده دامنش که دیر آمد

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمدقافیه: ـیر۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آمدآمد
  2. حشمتآمد
  3. دل‌گیرمآمد
  4. اوآمد
  5. خویشآمد
  6. کردآمد
  7. رسیدآمد
  8. دارآمد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزل‌ها (۱۶ شعر) قرار دارد.