اثر
قصیدهها ایرج میرزا
«قصیدهها» ایرج میرزا در این آرشیو ۳۶ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۳۶).
- مورد منتشرشده
- ۳۶
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱شمارهٔ ۱ - در ستایش نظامالسلطنهٔ مافی و اسب خواستن از ویخواب دیدم که خدا بال و پری داده مرادر هوا قوّت سیر و سفری داده مراخواندن قصیده ‹
- ۲شمارهٔ ۲ - دیداردیدم اندر گردش بازار عبداللّه رااین عجب نبود که در بازار بینم ماه راخواندن قصیده ‹
- ۳شمارهٔ ۳ - در رثاء مرحومه دُرَّةُ المَعالیز درج دیده در آورده ام لَالی رانثار مقبره ی درة المعالی راخواندن قصیده ‹
- ۴شمارهٔ ۴ - در مدح امیرنظام گروسی در زمان حیات پدر گفتهحَسَبِ مرد هنرمند به فضلست و ادبشکر ایزد که مرا فضل و ادب گشته حَسَبخواندن قصیده ‹
- ۵شمارهٔ ۵ - در طلبِ اسب از نظام السلطنهچشمم سپید شد به رَهِ انتظارِ اسبپیدا نشد ز جانب سوران سوارِ اسبخواندن قصیده ‹
- ۶شمارهٔ ۶ - حسب الامر جناب جلالت مآبِ اجلِّ اکرم آقایِ قائم مقام مَدّظِلُّه العالی محضِ فرح خاطرِ مبارک حضرت اجلّ روحی فِداه عرض شددلا ز بختِ بدِ من علی قلی خان رفتدریغ و درد که از دست بیست تومان رفتخواندن قصیده ‹
- ۷شمارهٔ ۷ - در مدح اعتضادالسَّلطنهمقبول باد طاعتِ شَهزاده اعتضادعیدِ سعیدِ فطر بر او فرخجسته بادخواندن قصیده ‹
- ۸شمارهٔ ۸ - در مدح نصرة الدوله عم زاده ناصرالدین شاه در تبریز گفتهبرخیز که باید به قدح خون رز افگندکِامد مهِ فروردین تا شد مهِ اسفندخواندن قصیده ‹
- ۹شمارهٔ ۹ - در هجو شیخ فصلاللّه نوریحُجَّةُالاسلام کتک میزندبر سر و مغزت دَگَنک میزندخواندن قصیده ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجابنقاب دارد و دل را به جلوه آب کندنعوذباللّه اگر جلوه بی نقاب کندخواندن قصیده ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱ - شب جمعه خدمت حاج امینرفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بِساطِ دوشین بودخواندن قصیده ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲ - شکوۀ دوستانه از ملک الشّعرایِ بهارملکا با تو دگر دوستیِ ما نشودبعد اگر شد شده است ، امّا حالا نشودخواندن قصیده ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳ - در مدیحه و تبریک عروسیبرآمد بامدادان مِهرِ انورجهان را کسوتِ نو کرد در برخواندن قصیده ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴ - در تهینتِ فرزند یافتنِ نصرة الدّولهساقیِ سیم بر بده ساغرکه جهان یافت رونقِ دیگرخواندن قصیده ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵ - اندرز و نصیحتفکر آن باش که سالِ دگر ای شوخ پسرروزگارِ تو دِگر گردد و کارِ تو دگرخواندن قصیده ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶ - در ورود مظفّرالدین میرزا ولّی عهد به تبریز و مدح امیر نظامچو شاه بنند دل در جهان به رَشفِ ثُغُورچگونه یارد بستن کمر به حفظِ ثُغورخواندن قصیده ‹
