حاجیان رَخت چو از مکه برند
مدّتی در عقب سر نِگَرَند
۱تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حُجاج به دنبال سر است
۲من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
۳چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
۴تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر ؟ مال منی
۵روی رخشنده تو قبله ماست
مَردُمِ دیده ما قبله نُماست
۶