دفتر اول

بخش ۴۲ - امتحان کردن شاه آن دو غلام را جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر اول
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاه روزی به اتفاق شکار

خیمه بر بیشه زد ز شهر و دیار

۱

زانکه جز در شکار نتوان کرد

ورزش کارزار و جنگ و نبرد

۲

کار ارباب ملک بازی نیست

بازی آیین سرفرازی نیست

۳

شغل اهل خرد نه لهو بود

ور بود سهل بلکه سهو بود

۴

شرزه شیری ز بیشه غره کشید

که یلان را ز بیم زهره درید

۵

آمد و بر کنار بیشه نشست

بر همه رهگذار بیشه ببست

۶

شاه گفتا که وقت شد بی شک

که زنم آن دو نقد را به محک

۷

سیم و زر تا نیوفتد به گداز

سره از قلب کی شود ممتاز

۸

هر دو را پیش خواند و پیش نشاند

سخن شیر پیش ایشان راند

۹

گفت خیزید و سازکار کنید

با وی آهنگ کارزار کنید

۱۰

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر اول (۱۷۷ شعر) قرار دارد.