حکیمی دگر گفت کان کامگار
به دانشوری در جهان نامدار
۱زمین را که کشور به کشور گرفت
به تیغ زراندود چون خور گرفت
۲جهان همچو او پادشاهی نداشت
ولی دولت او بقایی نداشت
۳ز ناگه چو ابری رسید و گذشت
ازو چند قطره چکید و گذشت
۴نه در سایه اش خفته ای خواب کرد
نه از قطره اش تشنه ای آب خورد
۵چنان رفت کز وی اثر هم نماند
اثر خود چه باشد خبر هم نماند
۶