به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را
ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را
۱به دور حسن تو از مهره وفا پرداخت
مشعبد قدر این حقه های مینا را
۲ز شوق طوق سگان در تو گردانند
مسبحان فلک سبحه ثریا را
۳به ترک عشرت امروز چون کنم که کسی
ضمان نمی شود از من حیات فردا را
۴مریض آن لبم ای ناله چون رسی به فلک
بپرس شرح مداوای من مسیحا را
۵کناره کن ز جهان تا رسی به مامن عشق
به کوه قاف طلب آشیان عنقا را
۶حریم میکده جامی مقام پاکان است
داغ زرق بشو خرقه مصلا را
۷