دلم میل یکی سرو سهی کرد
که در وصفش عبارت کوتهی کرد
۱اگر چه بی رهی کردن ز حد برد
بحمدالله که تنها با رهی کرد
۲دل من زان دهان رو در عدم داشت
چو جان دانست عزم همرهی کرد
۳صراحی با وجود لعلش از می
دلی پر داشت از ساغر تهی کرد
۴حریم آستانش دید زاهد
هوای خلد کرد و ابلهی کرد
۵دلم خوش بود با بیماری خویش
ازان سیب ذقن میل بهی کرد
۶به صحرای عدم زد خیمه جامی
چو سودای بتان خرگهی کرد
۷