غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ای آرزوی جان عاشق

دوای درد بی درمان عاشق

۱

کرام الکاتبین ننوشته حرفی

بجز عشق تو در دیوان عاشق

۲

اگر فردا نه دیدار تو باشد

شود باغ جهان زندان عاشق

۳

هزاران نوح را کرده ست غرقه

به گرداب فنا طوفان عاشق

۴

به کنج فقر و کوی نامرادی

اگر یک شب شوی مهمان عاشق

۵

کباب از دل شراب از دیده بینی

مهیا ساخته بر خوان عاشق

۶

بجز خون جگر هرگز مرادی

غمت ننهاده در دامان عاشق

۷

به خاک کشتگان آن نیست لاله

علم زد آتش پنهان عاشق

۸

ببین نظم خوش جامی که نشکفت

چنین گل هرگز از بستان عاشق

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: عاشققافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«عاشق» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. عاشقعاشق
  2. حرفیعاشق
  3. باشدعاشق
  4. غرقهعاشق
  5. نامرادیعاشق
  6. بینیعاشق
  7. مرادیعاشق
  8. لالهعاشق
  9. نشکفتعاشق

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.