غزلیات

شمارهٔ ۶۲۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام

عشق تو در دل داشت جا من عاشق دیرینه ام

۱

از دل خراش افغان من تیغت به خونم تیز شد

تیغ تو را سوهان بود گویی خراش سینه ام

۲

من دانه چین مرغی نیم کایم به دام کس فرو

سیل بلا و تخم غم بس باشد آب و چینه ام

۳

وقت خطیب شهر ما خوش کو به رغم محتسب

یکسر برد تا پای خم از مسجد آدینه ام

۴

از بس که جرعه بر سرم ریزند مستان لبت

هست از پلاس میکده آلوده تر پشمینه ام

۵

در گریه عمر آمد به سر وز شوق لعلت سینه پر

صد گنج گوهر ریختم خالی نشد گنجینه ام

۶

جامی نبیند چشم جان جز عکس ساقی ازل

تا داد پیر میفروش از جام می آیینه ام

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: امقافیه: ـینه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. امام
  2. شدام
  3. فروام
  4. محتسبام
  5. لبتام
  6. پرام
  7. ازلام

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.