غزلیات

شمارهٔ ۷۱۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکن

شکرگفتار و شیرین لب سمن رخسار و سیمین تن

۱

خرامان هر کجا باشی رخ ما و کف آن پا

سواره هر طرف رانی سر ما و سم توسن

۲

سپاهی کشته شد هر گوشه ای تیر نظر مگشا

جهانی فتنه شد هر جانبی طرف کله مشکن

۳

به صد خواری سرم افتاده در میدان عزیزش کن

زکات حسن را چون گوی یکبارش به چوگان زن

۴

دهان پر شعله شوق است و لب از آه می بندم

که می ترسم سیه گردد جهان از دود این روزن

۵

فدایت باد جان ای زاغ چون میرم درین صحرا

خدا را استخوانم را ببر پیش سگان افکن

۶

جهان را ای فلک شبها به نور مه چه افروزی

چو دارد شعله آه من این ویرانه را روشن

۷

چو گشتم کشته در راهت ز من دامن کشان مگذر

مباد از خون ناپاک من آلاید تو را دامن

۸

ز بامش گر رسد مرغی ز جان طعمه مده جامی

که قوت طایر قدسی نشاید دانه ارزن

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـن۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. افکنتن
  2. پاتوسن
  3. مگشامشکن
  4. کنزن
  5. بندمروزن
  6. صحراافکن
  7. افروزیروشن
  8. مگذردامن
  9. جامیارزن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.