غزلیات

شمارهٔ ۷۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو نبود روی جانان دیدهٔ روشن نمی‌خواهم

چه جای دیده روشن که جان در تن نمی‌خواهم

۱

میفروز ای رفیق امشب چراغ این کلبهٔ غم را

که بی‌روی وی این ویرانه را روشن نمی‌خواهم

۲

ز تار و پود هر جنسی تنش آزار می‌گیرد

به جز برگ گل سوریش پیراهن نمی‌خواهم

۳

غمش آتش به من در زد رمید از دل خیال او

که من شب‌ها ز قُدسم گوشهٔ گلخن نمی‌خواهم

۴

نشان ای باغبان پیش خس و خارم که بی‌پایان

غمی دارم تماشای گل و سوسن نمی‌خواهم

۵

تنم چون خاک گردد در رهش آبی زن ای دیده

که من این گرد محنت را بر آن دامن نمی‌خواهم

۶

به صد زاری وصالش خواستم گفتا برو جامی

چه سود از خواهش بسیار تو چون من نمی‌خواهم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌خواهمقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌خواهمنمی‌خواهم
  2. رانمی‌خواهم
  3. می‌گیردنمی‌خواهم
  4. اونمی‌خواهم
  5. بی‌پایاننمی‌خواهم
  6. دیدهنمی‌خواهم
  7. جامینمی‌خواهم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.