غزلیات

شمارهٔ ۸۴۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن که بالای تو را افراخته

بهر جان من بلایی ساخته

۱

دست قدرت جمله اسباب جمال

جمع کرده شکل تو پرداخته

۲

سیل جانها می رود در کوی تو

بس که جان عاشقان بگداخته

۳

هر که دیده لطف چوگان بازیت

جای گول آنها سر خود باخته

۴

می گریزم من دو اسبه وز عقب

می رسد خیل خیالت تاخته

۵

گوهر دریای راز است اشک من

موج عشقش بر کنار انداخته

۶

کم شناسی قدر جا می را ز هیچ

کس به از تو قدر او نشناخته

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاخته۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. افراختهساخته
  2. جمالپرداخته
  3. توبگداخته
  4. بازیتباخته
  5. عقبتاخته
  6. منانداخته
  7. هیچنشناخته

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.