غزلیات

شمارهٔ ۸۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

منم ز مهر تو شبها به فکر ماه فتاده

نشسته اشک فشان چشم بر ستاره نهاده

۱

ز هر چه غیر تو در کنج عزلتیم نشسته

به هر چه حکم تو بر پای خدمتیم ستاده

۲

سگ توام به کمند جفا نوازش من کن

چو نیست بخت که سازی مشرفم به قلاده

۳

دلا مبند بر مرهم شکاف های خدنگش

که بر تو آن همه درهای رحمت است گشاده

۴

تو خواه رسم وفا گیر و خواه راه جفا رو

منم عنان ارادت به دست حکم تو داده

۵

ز باده چهره برافروختی و مستم ازین می

که آب و رنگ تو بینم بسی ز باده زیاده

۶

خوش آن زمان که تو رانی عنان فکنده و جامی

به صد نیاز دود پیش توسن تو پیاده

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاده۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. فتادهنهاده
  2. نشستهستاده
  3. کنقلاده
  4. خدنگشگشاده
  5. روداده
  6. میزیاده
  7. جامیپیاده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.