غزلیاتشمارهٔ ۲۱ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای خسته دل شکسته مااز طالع ناخجسته ما۱جز تیغ تو آرزو نداردمرغ دل بال بسته ما۲مادام هوس نهادگانیمتو آهوی دام جسته ما۳گفتی ز بنفشه دست بر دستاین سنبل دست بسته ما۴در دسته سنبل تو بسته ستجانهای ز غم نرسته ما۵گفتیم چو جام می شکسته ستدلهای به خون نشسته ما۶گفتی جامی درستی دلاین بس که بود شکسته ما۷