به سبز خطی یار و سفیدمویی ما
که جز به خون جگر نیست سرخرویی ما
۱چه غم که نافه به صحرا فکند جهوی چین
خطاست پیش خط یار نافه بویی ما
۲ز دوستان خدا جسته ایم چاره عشق
نکرده هیچ خدادوست چاره جویی ما
۳به فرق ما قدح باده ریز کین باشد
ز رنگ دعوی پرهیز خرقه شویی ما
۴به صفحه دل ما مهر نیکوانست رقم
به حشر بس بود این دفتر نکویی ما
۵گرفته ایم به فکر دهان تنگ تو خوی
ببین که تا به چه حد است تنگ خویی ما
۶چو شعر را نبود چاره جامیا ز دروغ
به وصف راست قدان به دروغگویی ما
۷