به هر خانه کان نازنین می نماید
به چشمم بهشت برین می نماید
۱به هر جا که او بر زمین می نهد پا
سر عالمی بر زمین می نماید
۲چه سود است از آنم که سیمینبر آمد
چو دل در برش آهنین می نماید
۳چو ابرو نماید مبینید سویش
که غارتگر عقل و دین می نماید
۴مزن طعن لیلی اگر بست برقع
که لایق به مجنون چنین می نماید
۵ز سر می رود هوش مجنون چو لیلی
ز خیمه سر آستین می نماید
۶خطا ازکه دیده ست زاهد ندانم
که در ابرو افکنده چین می نماید
۷چو از عشق در دل گشادی ندارد
همان حالتش از جبین می نماید
۸هزار آفرین بر تو جامی که طبعت
دراین شعر سحرآفرین می نماید
۹