غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

به هر خانه کان نازنین می نماید

به چشمم بهشت برین می نماید

۱

به هر جا که او بر زمین می نهد پا

سر عالمی بر زمین می نماید

۲

چه سود است از آنم که سیمینبر آمد

چو دل در برش آهنین می نماید

۳

چو ابرو نماید مبینید سویش

که غارتگر عقل و دین می نماید

۴

مزن طعن لیلی اگر بست برقع

که لایق به مجنون چنین می نماید

۵

ز سر می رود هوش مجنون چو لیلی

ز خیمه سر آستین می نماید

۶

خطا ازکه دیده ست زاهد ندانم

که در ابرو افکنده چین می نماید

۷

چو از عشق در دل گشادی ندارد

همان حالتش از جبین می نماید

۸

هزار آفرین بر تو جامی که طبعت

دراین شعر سحرآفرین می نماید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می نمایدقافیه: ـین۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می نماید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نمایدنماید
  2. پانماید
  3. آمدنماید
  4. سویشنماید
  5. برقعنماید
  6. لیلینماید
  7. ندانمنماید
  8. نداردنماید
  9. طبعتنماید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.