بی تو از جان ملالت است مرا
با تو بنگر چه حالت است مرا
۱بی جمال تو گر به مه نگرم
از خیالت خجالت است مرا
۲کرده ام در صف سگانت جای
بین چه جاه و جلالت است مرا
۳عشق گفتی ضلالتیست قدیم
از تو رو در ضلالت است مرا
۴هر چه جز فن عشق و علم نظر
در حساب جهالت است مرا
۵منم آن آینه که از هر رنگ
داده مهرت صقالت است مرا
۶دال زلفت کشید جامی و گفت
کین به دولت دلالت است مرا
۷