غزلیات

شمارهٔ ۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای کرده نهان شرم جمال تو پری را

روی تو خجل ساخته گلبرگ طری را

۱

بی تو به چمن ریختم از دیده بسی خون

این است سبب سرخی بید طبری را

۲

عالم همه در هم شد ازان روز که دادند

مشاطگی زلف تو باد سحری را

۳

هرگه که خرامان شده ای برزده دامان

پا آمده در سنگ ز تو کبک دری را

۴

از بس که ز تو شهر پر از دام بلا شد

امکان گذشتن نبود رهگذری را

۵

حوری نه که روح القدسی کز پی روپوش

کرده ست به رخ پرده لباس بشری را

۶

یکرنگی جامی چه شناسی چو ندیدی

بر چهره کاهیش سرشک جگری را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـری۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. خونرا
  3. دادندرا
  4. دامانرا
  5. شدرا
  6. روپوشرا
  7. ندیدیرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.