غزلیات

شمارهٔ ۳۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا دیده ام چو گل به ته پیرهن تو را

گلبرگ ناز خوانده ام از لطف تن تو را

۱

از تار و پود رنجه شود نازنین تنت

به گر کنند جامه زبرگ سمن تو را

۲

تو آن بتی که هیچ برهمن به بتکده

بت را نداشت دوست بدینسان که من تو را

۳

آن ترک کافری تو که بهر هلاک من

گردند نامزد ز خطا و ختن تو را

۴

مژده دهی که جان تو بس نرخ بوسه ام

پیش آر سر که بوسه زنم بر دهن تو را

۵

کس نیست کز ترانه تو نیست در سماع

دستان دیگر است به هر انجمن تو را

۶

جانان که جان توست ز تو سایه برگرفت

جامی چه ممکن است دگر زیستن تو را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: تو راقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. تنترا
  3. بتکدهرا
  4. منرا
  5. امرا
  6. سماعرا
  7. برگرفترا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.