غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندارم صبر کز روی تو چشم خون فشان بندم

وگر ازمن بپوشی روی از نامت زبان بندم

۱

گرفتارم به بند عشق تو از من مشو رنجه

پی روپوش اگر خود را گهی براین و آن بندم

۲

بلای هجر تا ناید فرو بر من کنم هر شب

ز پیچان دود دل زنجیر و در بر آسمان بندم

۳

نهم زلفت به کف گفتی پی دفع فراموشی

برانگشتت بیا تا از رگ جان ریسمان بندم

۴

عذارت گل ولی پست است گلبن با قدت آن به

کش از گلبن بچینم بر سر سرو روان بندم

۵

گه قتلم کمانت را گسست از زور بازو زه

بیا کز رشته عمر خودت زه بر کمان بندم

۶

مگو جامی صبوری پیشه کن کافتد به من آتش

اگر یک لحظه چشم از گریه و لب از فغان بندم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بندمقافیه: ـان۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بندم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. بندمبندم
  2. رنجهبندم
  3. شببندم
  4. فراموشیبندم
  5. بهبندم
  6. زهبندم
  7. آتشبندم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.