غزلیات

شمارهٔ ۳۷۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تو را هرگز گذر بر جانب گلشن نمی‌افتد

که از شوق تو گل را چاک در دامن نمی‌افتد

۱

سرم دور از درت باری ست بر گردن اگر تیغت

نیاید در میان این بارم از گردن نمی‌افتد

۲

چنین کز سینه برق آه تا گردون رود شب‌ها

عجب دارم که مه را شعله بر خرمن نمی‌افتد

۳

چه حاصل گر مرا از زخم پیکان سینه روزن شد

چو هرگز پرتوی زان مه بر این روزن نمی‌افتد

۴

چنان مست می ناز است آن ترک جفاپیشه

که صد ره می‌کنم افغان به حال من نمی‌افتد

۵

به لب نه جام پس دردِهْ که عیشم می‌شود تیره

اگر عکسی ز لعلت در می روشن نمی‌افتد

۶

به آهو نسبت آن نرگس جادو مکن جامی

که آهو این چنین خونریز و مردافکن نمی‌افتد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌افتدقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌افتدنمی‌افتد
  2. تیغتنمی‌افتد
  3. شب‌هانمی‌افتد
  4. شدنمی‌افتد
  5. جفاپیشهنمی‌افتد
  6. تیرهنمی‌افتد
  7. جامینمی‌افتد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.