به یکی نامهٔ خودم دریاب
به دو انگشت کاغذم دریاب
۱به فراقی که سوزدم کشتی
به پیامی که سازدم دریاب
۲درد من بر طبیب عرض مکن
تو مسیح منی خودم دریاب
۳کارم از دست شد ز دست فراق
دست در دامنت زدم دریاب
۴من از خیرهکُشِ فراق هنوز
دیَت وصل نسْتدم دریاب
۵الله الله که از عذاب سفر
به علیالله درآمدم دریاب
۶دردمندم ز نقل خانهٔ آب
به گلاب و طبرزدم دریاب
۷من که در یک دو نه سه چار یکی
بستهٔ ششدر آمدم دریاب
۸من که خاقانیم به دست عنا
چون خیال مشعبدم دریاب
۹