ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسب
۱به ریا خواب چو زاهد نبود بیداری
چند جامی بکش از بادهٔ گلفام بخسب
۲در هوای چمن ای مرغ گرفتار منال
شب دراز است دمی در قفس و دام بخسب
۳گر به خورشیدْ رخی، گرم شود آغوشی
تا دمِ صبحِ قیامت، ز سر شام بخسب
۴بالش از خُم کن و بستر بکن از لای شراب
بگْذر از ننگ، مُبرّا بشو از نام بخسب
۵همچو محمل برو آفات به غفلت بگذار
در جهان، بیخبر از کفر و ز اسلام بخسب
۶نغمهٔ من بشنو باده بکش مست بشو
شب ماه است به جانان به لب بام بخسب
۷