غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هر دل که غم تو داغ کردش

خون جگر آمد آب‌ کردش

۱

چون کوشم با غمت که گردون

کوشید و نبود هم‌نبردش

۲

در درد فراق تو دل من

جان داد و نکرد هیچ دردش

۳

دور از تو گذشت روز عمرم

نزدیک شد آفتاب زردش

۴

در بابل اگر نهند شمعی

زینجا بکُشم به باد سردش

۵

وصل تو دو اسبه رفت چون باد

هیهات کجا رسم به گردش

۶

خاقانی را جهان سر آمد

دریاب که نیست پایمردش

۷

خاصه که به شعر بی‌نظیر است

در جملهٔ آفتاب گردش

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـردش۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کردشکردش
  2. گردونهم‌نبردش
  3. مندردش
  4. عمرمزردش
  5. شمعیسردش
  6. بادگردش
  7. آمدپایمردش
  8. استگردش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.