غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما پیشکش تو جان فرستیم

ور دست رسد جهان فرستیم

۱

جان خود چه سگ و جهان چه خاک است

تا بر درت این و آن فرستیم

۲

یک وام لبت نداده باشیم

آنگه که هزار جان فرستیم

۳

در قیمت لعل تو چه ارزد

ما ارچه هزار کان فرستیم

۴

دندان مزد سگان کویت

بپذیری اگر روان فرستیم

۵

این لاشهٔ تن کشیده در جل

برِ آخورْ پاسبان فرستیم

۶

بس عذر کز آخور تو خواهیم

گر ابلق آسمان فرستیم

۷

قصه به تو هر نفس نویسیم

قاصد به تو هر زمان فرستیم

۸

دیده هم از آن توست بگذار

تا مرغ به آشیان فرستیم

۹

خاقانی را هزار گنج است

یک یک به تو رایگان فرستیم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: فرستیمقافیه: ـان۹ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«فرستیم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. فرستیمفرستیم
  2. استفرستیم
  3. باشیمفرستیم
  4. ارزدفرستیم
  5. کویتفرستیم
  6. جلفرستیم
  7. خواهیمفرستیم
  8. نویسیمفرستیم
  9. بگذارفرستیم
  10. استفرستیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.