دیده در کار لب و خالش کنم
پیشکش هم جان و هم مالش کنم
۱کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست
جان و دل قربان همه سالش کنم
۲چون مرا از راه کعبه است این فتوح
بس طواف شکر کهامسالش کنم
۳ماه من کهاشتر سوار آید به راه
دیده سقا، سینه حمالش کنم
۴ناقه را چون ماه بر کوهان بود
نام چرخ مشتری فالش کنم
۵ناقهای کو پای بر یالش نهد
بوسهگه هم پای و هم یالش کنم
۶گه مهار از رشتهٔ جان سازمش
گه زر رخسار خلخالش کنم
۷گر دلم سوزد سموم بادیه
بس مفرح کز لب و خالش کنم
۸کمترین هندوی او خاقانی است
گر پذیرد نام مثقالش کنم
۹