غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۳۸ خاقانیشاعرخاقانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرینام تو چون بر زبان میآیدمآب حیوان در دهان میآیدم۱تا لب من خاکبوس کوی توستهر دم از لب بوی جان میآیدم۲گر قدم بر آسمانم پیش توفرق سر بر آستان میآیدم۳تا همایم خواندهای در کام دلهر نواله استخوان میآیدم۴وارهان زین دامگاه غم مراکآرزوی آشیان میآیدم۵مایه عشق توست چون او حاصل استشاید ار عمری زیان میآیدم۶در صف عشاق خاقانی منمکهاسب معنی زیر ران میآیدم۷