علم عشق عالی افتاده است
کیسهٔ صبر خالی افتاده است
۱اختیاری نبود عشق مرا
که ضروری و حالی افتاده است
۲اختر عشق را به طالع من
صفت بیزوالی افتاده است
۳دست بر شاخ وصل او نرسد
ز آنکه در اصل عالی افتاده است
۴خوش بخندم چو زلف او بینم
زآنکه شکلش هلالی افتاده است
۵هرچه دارد ضمیر خاقانی
در غمش حسب حالی افتاده است
۶