حبذا قصر شمسهٔ ملکات
کآسمان ظل آسمانهٔ اوست
۱مادر تاجدار کیخسرو
بردهٔ بزم خسروانه اوست
۲قصر بلقیس دهر بین که پری
حارس بام بالکانهٔ اوست
۳صفوة الدین زیبدهٔ عجم آنک
دهر هارون آستانهٔ اوست
۴شاه جبریل جان مریم نفس
که مسیح کرم زمانهٔ اوست
۵دهم نه زن نبی که به قدر
هشت جنت نعیم خانهٔ اوست
۶حاصل شش جهات هفت اقلیم
عشر انعام بیبهانهٔ اوست
۷این جهان قلزم سخاش گرفت
خندق آن جهان کرانهٔ اوست
۸تا بقا شد کبوتر حرمش
نقطهٔ شین عرش دانهٔ اوست
۹جاه خاتون عالم است چنانک
پر صدا عالم از فسانهٔ اوست
۱۰آسمان را دوال گاو زمین
از پی شیب تازیانهٔ اوست
۱۱شمع بختش جهان چنان افروخت
که فک دودی از زبانهٔ اوست
۱۲قاصد بخت اوست ماه و نجوم
زنگل قاصد روانهٔ اوست
۱۳مست خون حسود اوست قضا
هم ز قحف سرش چمانهٔ اوست
۱۴نسل شروان شهان مهین عقدی است
صفوة الدین بهین میانهٔ اوست
۱۵باد شروان به فر فرزندش
که سعود ابد نشانهٔ اوست
۱۶بخت نقش سعادتش بندد
بر ششم چرخ کان خزانهٔ اوست
۱۷دانهٔ گوسفند چرخ نگر
کاین معانی نشان شانهٔ اوست
۱۸بلبل مدح اوست خاقانی
هم در شکرش آشیانهٔ اوست
۱۹نه فلک در ثنای او بگریخت
که فلک بندهٔ یگانهٔ اوست
۲۰جاودان باد کاعتماد جهان
همه به عمر جاودانهٔ اوست
۲۱