آن یکی یک شیخ را تهمت نهاد
کو بدست و نیست بر راه رشاد
۱شارب خمرست و سالوس و خبیث
مر مریدان را کجا باشد مغیث
۲آن یکی گفتش ادب را هوش دار
خرد نبود این چنین ظن بر کبار
۳دور ازو و دور از آن اوصاف او
که ز سیلی تیره گردد صاف او
۴این چنین بهتان منه بر اهل حق
کین خیال تست برگردان ورق
۵این نباشد ور بود ای مرغ خاک
بحر قلزم را ز مرداری چه باک
۶نیست دون القلتین و حوض خرد
که تواند قطرهایش از کار برد
۷آتش ابراهیم را نبود زیان
هر که نمرودیست گو میترس از آن
۸نفس نمرودست و عقل و جان خلیل
روح در عینست و نفس اندر دلیل
۹این دلیل راه رهرو را بود
کو بهر دم در بیابان گم شود
۱۰واصلان را نیست جز چشم و چراغ
از دلیل و راهشان باشد فراغ
۱۱گر دلیلی گفت آن مرد وصال
گفت بهر فهم اصحاب جدال
۱۲بهر طفل نو، پدر تیتی کند
گرچه عقلش هندسهٔ گیتی کند
۱۳کم نگردد فضل استاد از علو
گر الف چیزی ندارد گوید او
۱۴از پی تعلیم آن بستهدهن
از زبان خود برون باید شدن
۱۵در زبان او بباید آمدن
تا بیاموزد ز تو او علم و فن
۱۶پس همه خلقان چو طفلان ویند
لازمست این پیر را در وقت پند
۱۷آن مرید شیخ بد گوینده را
آن به کفر و گمرهی آکنده را
۱۸گفت خود را تو مزن بر تیغ تیز
هین مکن با شاه و با سلطان ستیز
۱۹حوض با دریا اگر پهلو زند
خویش را از بیخ هستی بر کند
۲۰نیست بحری کو کران دارد که تا
تیره گردد او ز مردار شما
۲۱کفر را حدست و اندازه بدان
شیخ و نور شیخ را نبود کران
۲۲پیش بی حد هرچه محدودست لاست
کل شیء غیر وجه الله فناست
۲۳کفر و ایمان نیست آنجایی که اوست
زانک او مغزست و این دو رنگ و پوست
۲۴این فناها پردهٔ آن وجه گشت
چون چراغ خفیه اندر زیر طشت
۲۵پس سر این تن حجاب آن سرست
پیش آن سر این سر تن کافرست
۲۶کیست کافر غافل از ایمان شیخ
کیست مرده بی خبر از جان شیخ
۲۷جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر جانش فزون
۲۸جان ما از جان حیوان بیشتر
از چه زان رو که فزون دارد خبر
۲۹پس فزون از جان ما جان ملک
کو منزه شد ز حس مشترک
۳۰وز ملک جان خداوندان دل
باشد افزون تو تحیر را بهل
۳۱زان سبب آدم بود مسجودشان
جان او افزونترست از بودشان
۳۲ورنه بهتر را سجود دونتری
امر کردن هیچ نبود در خوری
۳۳کی پسندد عدل و لطف کردگار
که گلی سجده کند در پیش خار
۳۴جان چو افزون شد گذشت از انتها
شد مطیعش جان جمله چیزها
۳۵مرغ و ماهی و پری و آدمی
زانک او بیشست و ایشان در کمی
۳۶ماهیان سوزنگر دلقش شوند
سوزنان را رشتهها تابع بوند
۳۷