دفتر چهارم

بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او مولانا

شاعر
مولانا
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هم‌چنان آمد که او فرموده بود

بوالحَسن از مردمان آن را شنود

۱

که حَسن باشد مرید و امتم

درس گیرد هر صباح از تربتم

۲

گفت من هم نیز خوابش دیده‌ام

وز روان شیخ این بشنیده‌ام

۳

هر صباحی رو نهادی سوی گور

ایستادی تا ضحی اندر حضور

۴

یا مثال شیخ پیشش آمدی

یا که بی‌گفتی شکالش حل شدی

۵

تا یکی روزی بیامد با سعود

گورها را برف نو پوشیده بود

۶

توی بر تو برف‌ها هم‌چون علَم

قُبّه قُبّه دید و شد جانش به غم

۷

بانگش آمد از حظیرهٔ شیخ حیّ

ها اَنَا اَدْعوکَ کی تَسْعیٰ اِلَیّ

۸

هین بیا این سو بر آوازم شتاب

عالم ار برفست روی از من متاب

۹

حال او زان روز شد خوب و بدید

آن عجایب را که اوّل می‌شنید

۱۰

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر چهارم (۱۳۹ شعر) قرار دارد.