بخش
دفتر چهارم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۳۹ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۳۹).
- مورد منتشرشده
- ۱۳۹
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱ - سر آغازای ضیاء الحق حسام الدین تویکه گذشت از مه به نورت مثنویخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْاندر آن بودیم کان شخص از عسسراند اندر باغ از خوفی فرسخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردیآن یکی واعظ چو بر تخت آمدیقاطعان راه را داعی شدیخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - سؤال کردن از عیسی علیهالسلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعبتر چیستگفت عیسی را یکی هشیار سرچیست در هستی ز جمله صعبترخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر ویچونک تنهااش بدید آن ساده مردزود او قصد کنار و بوسه کردخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفتصوفیی آمد به سوی خانه روزخانه یک در بود و زن با کفشدوزخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیمچادر خود را برو افکند زودمرد را زن ساخت و در را بر گشودخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیدهگفت گفتم من چنین عذری و اوگفت نه من نیستم اسباب جوخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا رااز پی آن گفت حق خود را بصیرکه بود دید ویت هر دم نذیرخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمامشهوت دنیا مثال گلخنستکه ازو حمام تقوی روشنستخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شدآن یکی افتاد بیهوش و خمیدچونک در بازار عطاران رسیدخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگینخلق را میراند از وی آن جوانتا علاجش را نبینند آن کسانخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیزگفت عاشق امتحان کردم مگیرتا ببینم تو حریفی یا ستیرخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدندر جوابش بر گشاد آن یار لبکز سوی ما روز سوی تست شبخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او رامرتضی را گفت روزی یک عنودکو ز تعظیم خدا آگه نبودخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجدچون درآمد عزم داودی به تنگکه بسازد مسجد اقصی به سنگخواندن شعر ‹
