بخش
دفتر چهارم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۳۹ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۳۹).
- مورد منتشرشده
- ۱۳۹
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۴۹بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجدهر صباحی چون سلیمان آمدیخاضع اندر مسجد اقصی شدیخواندن شعر ‹
- ۵۰بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بودکندن گوری که کمتر پیشه بودکی ز فکر و حیله و اندیشه بودخواندن شعر ‹
- ۵۱بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالیصوفیی در باغ از بهر گشادصوفیانه روی بر زانو نهادخواندن شعر ‹
- ۵۲بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفتپس سلیمان دید اندر گوشهاینوگیاهی رسته همچون خوشهایخواندن شعر ‹
- ۵۳بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزنبَدگُهَر را عِلم و فَن آموختَندادنِ تیغی به دَستِ راهزَنخواندن شعر ‹
- ۵۴بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزملخواند مزمل نبی را زین سببکه برون آ از گلیم ای بوالهربخواندن شعر ‹
- ۵۵بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته میآیدبود شاهی بود او را بندهایمرده عقلی بود و شهوتزندهایخواندن شعر ‹
- ۵۶بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائمدر حدیث آمد که یزدان مجیدخلق عالم را سه گونه آفریدخواندن شعر ‹
- ۵۷بخش ۵۷ - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرازانک استعداد تبدیل و نبردبودش از پستی و آن را فوت کردخواندن شعر ‹
- ۵۸بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفانهمچو مجنوناند و چون ناقهش یقینمیکشد آن پیش و این واپس به کینخواندن شعر ‹
- ۵۹بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاهقصه کوته کن برای آن غلامکه سوی شه بر نوشتهست او پیامخواندن شعر ‹
- ۶۰بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببریک فقیهی ژندهها در چیده بوددر عمامهٔ خویش در پیچیده بودخواندن شعر ‹
- ۶۱بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بیوفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازوگفت بنمودم دغل لیکن ترااز نصیحت باز گفتم ماجراخواندن شعر ‹
- ۶۲بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعاماللهزانک هر کره پی مادر رودتا بدان جنسیتش پیدا شودخواندن شعر ‹
- ۶۳بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الاعلیگفت موسی سحر هم حیرانکنیستچون کنم کین خلق را تمییز نیستخواندن شعر ‹
- ۶۴بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعتبو مسیلم گفت خود من احمدمدین احمد را به فن برهم زدمخواندن شعر ‹
