بخش
دفتر چهارم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۳۹ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۳۹).
- مورد منتشرشده
- ۱۳۹
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۶۵بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجریرفت پیش از نامه پیش مطبخیکای بخیل از مطبخ شاه سخیخواندن شعر ‹
- ۶۶بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغآن یکی با دلق آمد از عراقباز پرسیدند یاران از فراقخواندن شعر ‹
- ۶۷بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدقاین طبیبان بدن دانشورندبر سقام تو ز تو واقفترندخواندن شعر ‹
- ۶۸بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصدآن شنیدی داستان بایزیدکه ز حال بوالحسن پیشین چه دیدخواندن شعر ‹
- ۶۹بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمنگفت زین سو بوی یاری میرسدکاندرین ده شهریاری میرسدخواندن شعر ‹
- ۷۰بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام اللهصوفیی از فقر چون در غم شودعین فقرش دایه و مطعم شودخواندن شعر ‹
- ۷۱بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاهاین بیابان خود ندارد پا و سربیجواب نامه خستهست آن پسرخواندن شعر ‹
- ۷۲بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت اوباد بر تخت سلیمان رفت کژپس سلیمان گفت بادا کژ مغژخواندن شعر ‹
- ۷۳بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال اوهمچنان آمد که او فرموده بودبوالحَسن از مردمان آن را شنودخواندن شعر ‹
- ۷۴بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافتنامهٔ دیگر نوشت آن بدگمانپر ز تشنیع و نفیر و پر فغانخواندن شعر ‹
- ۷۵بخش ۷۵ - قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت میکرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توممشورت میکرد شخصی با کسیکز تردد وا رهد وز محبسیخواندن شعر ‹
- ۷۶بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودندیک سریه میفرستادش رسولبهر جنگ کافر و دفع فضولخواندن شعر ‹
- ۷۷بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلیچون پیمبر سروری کرد از هذیلاز برای لشکر منصور خیلخواندن شعر ‹
- ۷۸بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده رادر حضور مصطفای قندخوچون ز حد برد آن عرب از گفت و گوخواندن شعر ‹
- ۷۹بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیانبا مریدان آن فقیر محتشمبایزید آمد که نک یزدان منمخواندن شعر ‹
- ۸۰بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلامپرتو مستی بیحد نبیچون بزد هم مست و خوش گشت آن غبیخواندن شعر ‹
